جمعى از نويسندگان
233
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
ايشان علاقه خاصى به روايت بصرى داشتند به ملازمين خود توصيه داشتند كه اين روايت را نوشته ، با خود همرا ه داشته و به مضمون آن عمل كنند و از نفس اماره ، كينه ، حسد رهايى يابند . مكتب آقا قاضى طورى بود كه اگر شاگردى به مفاد اين حديث و روايت عمل نمىكرد براى ورود به عرفان و سير و سلوك الهى قبول نداشتند . آيت الله على قاضى برپايى نماز شب را به شاگردانش و ديگران تاكيد مىكردند و بر اين اعتقاد بودند كه برپايى اين عمل خداپسندانه نهتنها براى روز رستاخيز بلكه براى دنيا نيز سودمند است . علامهحسين طباطبايى بيان مىدارد : چون به نجف اشرف براى تحصيل و تكميل علوم دينى وارد شدم به لحاظ قرابت كه با سيدعلى قاضى داشتيم به محضر ايشان مشرف شدم بعد از بحثهايى تاكيد نمودند اى پسرم اگر آخرت و نيكى دنيا را مىخواهى نماز شب بخوان . آقاى قاضى شاگردانش را از فرو افتادن به دام شهرت پرهيز مىداشتند و آفت غوطهور شدن به اين دام را براى آنها گوشزد مىكردند چراكه خود از شهرت گريزان بودند و ترجيح مىدادند كه ناشناخته باشند شاگردان آقاقاضى براى درك فيوضات نماز مغرب و عشا خصوصاً در ماه مبارك رمضان براى برپايى نماز جماعت به منزل ايشان مشرف مى شدند . بعد از برگزارى نماز جماعت مجالسى همچون أنس با قرآن برپا مىكردند اين برپايى مجالس هر ساله از شروع ماه مبارك رمضان تا غيبت ناگهانى استاد « سيدعلى قاضى » تعطيل مىگرديد يعنى شاگردان او و اهل خانه هر چه به دنبالش مىگشتند پيدا نمىكردند . آيت الله شيخعباس قوچانى دررابطه با علم استاد بيان نموده است ايشان درياى طوفانى از توحيد ومعرفت خدايى داشتند . آيت الله على قاضى در مدرسه علميه هند بخارايى ازحوزهاى معروف نجف تدريس داشتند شيوه تدريس ايشان به گونهاى بود كه اول نماز را به جماعت برگزار مىشد بعد تدريس را آغاز مىكردند ودراين كلاسها از معارف الهى ومسايل اخلاقى و عرفانى به صورت بحث و سوال و جواب ادامه مىيافت . سيدحسن طباطبايى از فيوضات معنوى او بيان مىدارد : روزى استاد درباره توحيد افعالى تدريس مىكردند كه ناگهان صداى ريزش سقف به گوش رسيد گرد غبار همه جا را فرا گرفت همه از كلاس خارج شديم پس ازحضور دركلاس ، مشاهده كرديم كه هيچ چيز نشده است دوباره بحث خود را دنبال كرديم . آيت الله سيدعلىآقا قاضى پس از سالها تدريس در مكتب اخلاق وعرفان و تربيت شاگردان مبرّز در روز دوشنبه چهاردهم ربيع الاول سال 1366 ه . ق وفات يافت و در وادى السلام نزد پدر عزيزش به خاك